دید کلی
همانطور که بشر برای بقای خود به خاک متکی است، دوام و تکامل خاک نیز تا حد زیادی به نحوه استفاده بشر از آن بستگی دارد. رشد و نمو گیاهان که علاوه بر سالم و زیبا ساختن محیط زیست ، منبع اصلی احتیاجات خوراکی و پوشاکی ما را تشکیل میدهد، بدون خاک امکانپذیر نیست. بی دلیل نیست که در طول تاریخ ، ظهور تمدنهای بزرگ در مناطقی که خاک خوب موجود بوده، صورت گرفته و سقوط تمدن بزرگ بینالنهرین و دره رود نیل همزمان با تخریب خاکها در آن مناطق اتفاق افتاده است.
خاک آنقدر در طبیعت فراوان است که بسیاری از افراد واقعا تامل نکردهاند که خاک چیست؟ از چه موادی بوجود آمده؟ و چه اختلافی ممکن است بین خاکها موجود باشد؟ قسمتی از این عدم توجه به معنی واقعی خاک ، شاید به علت این است که برای اشخاص مختلف ، خاک مفاهیم گوناگونی دارد. هر علمی برای آنکه بنحو احسن مورد مطالعه قرار گیرد، بایستی بتواند یک تصور ذهنی ایجاد کند. این تصور ذهنی را مدل گویند.
|
|
|
|
تاریخچه استفاده از خاک
بنظر میرسد که انسان اولیه تا زمانی که مواد غذایی خود را از طریق شکار بدست میآورده، چندان توجهی به خاک نداشته است، ولی بتدریج که کشت جایگزین شکار میشده، اهمیت خاک نیز افزایش یافت. این تغییر روش در حدود 9000 سال پیش در کوههای زاگرس و خوزستان و قسمتی از عراق امروزی بین رودخانههای دجله و فرات صورت گرفته و در واقع اولین انقلاب کشاورزی در ایران آغاز شده است.
اجزا اصلی خاک
4 جز اصلی خاک عبارتند از: مواد معدنی ، مواد آلی ، آب و هوا. این اجزا بطور نزدیکی در ارتباط با یکدیگر هستند. بطوری که جدا کردن آنها مشکل است. حجم نسبی این اجزا که برای رشد گیاه مناسب باشد، بدین صورت است که در آن 50 درصد بوسیله مواد جامد (45 درصد مواد معدنی و 5 درصد مواد آلی) اشغال شده و 50 درصد بقیه شامل فضای منافذ است که بوسیله آب یا هوا اشغال میشوند. البته این نسبت آب و هوا بسیار متغیر بوده و تحت تاثیر شرایط خاک و جو قرار میگیرد.
پروفیل یا
اگر قسمتی از خاک به طرف پایین حفر شود، لایههای افقی مشخصی در عمقهای مختلف آن به چشم میخورد. این مقطع را پروفیل خاک و لایههای مشخص آن را افق گویند. تمام افقهای بالای مواد مادری بطور جمعی Solum نامیده میشوند. مشخصات پروفیل خاک برای طبقه بندی و ارزیابی و نقشه برداری خاک بکار میرود.
لایههای بالایی پروفیل ، دارای مواد آلی بیشتری بوده و به همین علت رنگ آنها تیره است. این لایهها را خاک سطحالارضی Top Soil گویند. لایههای عمیقتر خاک یا خاک تحتالارضی SubSoil به علت کمی مواد آلی رنگ روشنتری دارند و محل تجمع موادی هستند که از لایههای سطحالارضی شسته شدهاند. مهمترین قسمت خاک از نظر رشد گیاهان لایههای سطحالارضی آن است که بیشتر مواد غذایی و آب قابل جذب گیاهان در این لایهها متمرکز میشود و ریشههای گیاهان در اینجا یافت میشود.
|
|
|
|
ساختمان خاک
نحوه قرار گرفتن و چگونگی اجتماع ذرات خاک را ساختمان آن میگویند. گرچه در یک پروفیل خاک ممکن است یک نوع ساختمان بیش از سایرین دیده شود، ولی معمولا در افقها یا لایههای مختلف ممکن است، چند نوع ساختمان یافت شود. بسیاری از خواص فیزیکی خاک مانند حرکت آب ، تهویه ، انتقال حرارت ، وزن مخصوص ظاهری و فضای منافذ به ساختمان خاک بستگی دارد. در واقع تمام عملیات از قبیل شخم و زهکشی ، دادن کود حیوانی و آهک زدن که برای بهبود وضعیت فیزیکی خاک انجام میشود، روی ساختمان خاک اثر گذاشته و تاثیری روی بافت آن ندارد. ساختمانهای موجود از یکی از دو حالت زیر بوجود میآید:
· تک دانههای ذرات خاک که بطور فردی وجود داشته و اجتماع مشخصی از ذرات در آنها صورت نگرفته است.
· تودههای فشرده و بی شکل و نامنظمی از ذرات که هیچ خصوصیات ساختمانی مشخصی ندارند.
انواع ساختمانهای خاک
برحسب شکل ظاهری 6 نوع ساختمان را میتوان در خاک تشخیص داد. این ساختمانها به اسامی بشقابی ، ستونی ، منشوری ، مکعبی ، فندقی ، دانهای و اسفنجی شناخته میشوند.
· ساختمان بشقابی: تودههای خاک به صورت لایههای نازک افقی روی هم قرار گرفتهاند. بیشتر در لایههای سطحی خاک وجود دارند، ولی گاهی در لایههای عمیق هم دیده میشوند.
· ساختمانهای ستونی و منشوری : تودههای خاک بطور عمودی روی هم قرار گرفتهاند، ارتفاع ستونهای حاصل متغیر و قطر آنها گاهی به 15 سانتیمتر میرسد. بیشتر در لایههای عمیق خاک مناطق خشک و نیمه خشک دیده میشود. در صورتی که بالای این ساختمانها گرد باشد، آنها را ستونی و اگرا مسطح باشد، آنها را منشوری گویند.
· ساختمانهای مکعبی و فندقی : تودههای خاک به صورت مکعبهایی با سطوح نامنظم ، ولی ابعاد تقریبا مساوی در آمدهاند. اگر لبههای سطوح بیشتر تیز و مشخص باشد، ساختمان را مکعبی و اگرا این لبهها صاف شده باشد، ساختمان را فندقی گویند. این نوع ساختمان در لایههای عمیق خاک دیده میشود.
· ساختمانهای کروی (دانهای یا اسفنجی) : تودههای خاک شکل گرد داشته و قطر آنها معمولا از یک سانتیمتر کمتر است. این ساختمانها کاملا متخلخل بوده و اتصال بین ذرات ضعیف است (دانهای) و درصورتی که ساختمان کاملا باز و درجه تخلخل زیاد باشد، ساختمان را اسفنجی گویند. ساختمانهای کروی بیشتر در لایههای سطحی خاک یافت میشوند و به آسانی تحت تاثیر عملیات زراعی قرار میگیرند.
|
|
|
|
آب خاک
آب خاک همراه با مواد محلول در آن ، محلول خاک را تشکیل میدهد که از آن ریشه گیاهان ، عناصر غذایی را جذب میکنند. مولکولهای آب در داخل منافذ خاک به حالت جذب شده نگهداری شده و شدت جذب به مقدار آب بستگی دارد.
هوای خاک
مقدار و ترکیب جو خاک تا حد زیادی به رابطه بین آب و خاک بستگی دارد. منافذ خالی از آب اشغال میشوند. هوا معمولا منافذ درشت را پر کرده و ضمن خشک شدن خاک وارد منافذ متوسط نیز میشود. به همین دلیل در خاکهایی که تعداد منافذ ریز زیاد است، شرایط تهویه مناسب نبوده و گیاهان و سایر موجودات خاک از این حیث صدمه میبینند.
بیولوژی خاک
خاک با داشتن محیط زیست مناسب و منبع کافی انرژی و مواد غذایی میتواند موجودات زنده مختلف را در بطن خود پرورش دهد. انواع مختلف موجودات از موجودات بزرگی مانند کرم خاکی و حشرات گرفته تا تک سلولیها مانند باکتریها در خاک یافت میشوند.
آینده بحث
حد تعالی هر علم هنگامی است که جنبه کمی پیدا کند. با تعاریف جدیدی که از خاک شده، میتوان امیدوار بود که خاک شناسی نیز از تنگنای توصیفی خود در آمده و با استفاده بیشتر از قوانین فیزیک و شیمی ، مقام شایستهای را در میان علوم جدید حائز شود.
شناخت محیط رشد: ساختار خاک
طرز قرار گرفتن ذرات خاک، ساختار خاک را تعیین می کند. شن خالص چون ذرات آن تماماً از هم جدا هستند، فاقد ساختار می باشد، ولی در خاکی که مواد آلی و یا ذرات ریزتر از شن – به نسبت مناسب – وجود داشته باشد، ذرات مجتمع شده و خاک دارای ساختار ویژه میشود، اینگونه تجمع ذرات باعث تهویه بهتر خاک می گردد.
ایجاد خاکی با ساختار خوب به کندی بسیار صورت می گیرد، ولی برعکس، به هم خوردن و خراب شدن ساختار یک خاک ، به علت عدم دقت لازم در حفاظت خاک، ممکن است بسیار سریع رخ دهد. مثلاً خاک رسی سنگین در صورتی که در موقع مرطوب بودن شخم زده می شود، ساختارش به هم می ریزد و پس از خشک شدن، سطح خاک سفت شده، سله می بندد و بصورت کلوخ در می آید.
دید کلی
فرآیندهای شیمیایی و فیزیکی متعددی در تشکیل انواع مختلف خاک نقش دارند. در طی فرآیندهای شیمیایی ، مواد معدنی و آلی دچار تجزیه و تغییر میشوند و در ضمن فرآیندهای فیزیکی ، مواد حاصل جابجا شده و افقهای مختلف خاک را حاصل میآورند.
تشکیل خاک خاکستری یا سفید(podsolization یا Spodsolization)
این مورد فرآیندی از شکل گیری خاک است که در آن آهن و آلومینیوم از افقهای A و E شسته شده و در افق B متمرکز میشوند. این فرآیند در اقلیمهای مرطوب دیده میشود. فصل زمستان ، روند تجزیه مواد آلی در سطح خاک و ریشه گیاهان را که منطقه بقایای مواد آلی است، آهسته میکند. بعضی از اکسیدهای آهن و آلومینیوم به همراه رس و کلوئیدهای هوموس ، در افق B جمع میشود (منطقه رسوبگذاری) و به این افق بافتی رسی میدهند.
آب موجود در خاک ، هیدروکسیدهای سدیم ، کلسیم ، منیزیم و پتاسیم محلول را به وسیله آبهای زیرزمینی از منطقه نشت و شستشو میدهد. نتیجه این شستشو ، اسیدی شدن آب است. فرآیند تشکیل خاک با تغییر آب و هوا دگرگون میشود و با گرمتر شدن هوا spodosol به AlFisol و uLtisol تبدیل میشود.
البته این فرآیندها قبل از پدیده لاتریت زایی (Oxisolation) در مناطق حاره روی میدهد. جنگلهای ایالات متحده و کانادا معمولا بطور طبیعی دارای خاک اسپادوسول (خاک خاکستری یا سفید) هستند.
لاتریت زایی (Oxisolation)
این فرآیند زمانی رخ میدهد که آهن و آلومینیوم اکسید شده و لایهای از مواد قرمز با بافت گرهی سخت کوچک (گرهک) که لاتریت نامیده میشود، در افق B بوجود میآید. این فرایند اغلب در مناطق حاره دیده میشود. در
مناطق گرم و مرطوبی که گرم و خشک شدن بطور متناوب صورت میگیرد، این عمل برای اکسیداسیون فلز آهن بسیار مطلوب است.
خاک افق B ، رنگ قرمز تیره اکسیدهای آهن را به خود میگیرد. در این افق ، اکسیدهای آهن و آلومینیوم و کانیهای رسی با هم تجمع میکنند (و). به دلیل رطوبت ، سدیم ، کلسیم ، منیزیم و پتاسیم در آب زیرزمینی حل و برای ریشههای گیاهان غیر قابل دسترس میشوند. به دلیل آزاد بودن یون هیدروژن ، خاکهای لاتریتی بسیار اسیدی هستند. جنگلهای استوایی (حارهای) مکزیک و هاوایی خاکهای لاتریتی دارند.
کلسیتی شدن (Caicification)
این فرآیند زمانی رخ میدهد که آب درون خاک به شدت تبخیر میشود و کسری بودجه سالانه آب بوجود میآید. در بیابانهای داغ و اقلیمی استپی ، این فرآیند دیده میشود. نزولات آسمانی در این مناطق به قدری کم است که نمیتواند هیدروکسیدهای کلسیم ، سدیم ، منیزیم و پتاسیم را بشوید و آن را به افق پایین خاک ببرد.
آب موجود در خاک به دلیل تبخیر از طریق لولههای موئینه(Capillary) به سطح خاک کشیده میشود. تکرار این محل موجب میشود که برآمدگی های کوچک کربنات کلسیم در افق B بوجود آید.
نمک زائی (Salinization)
گرمتر شدن اقلیم ، فرآیند کلسیتی شدن را در مناطق بسیار خشک به نمک زائی تبدیل میکند و تمام سطح خاک پوشیده از نمک میشود. خاکهای کلسیتی شده (Calcified) ، معمولا PH نزدیک به خنثی دارند (6،5 تا 8). به دلیل تامین مواد مغذی (هیدروکسیدها) ، این خاکها اگر آبیاری شوند، محصول زیادی را به بار میآورند. در خاکهای سالین یا نمکی فقط گیاهان نمک دوست رشد میکنند.
تشکیل خاک رس (Gleization)
تشکیل خاک رس ، فرآیند دیگری از شکل گیری خاک است که وقتی ترکیب چسبنده آبی مایل به خاکستری رس و هوموس که Cley نامیده میشود، در افق B تجمع مییابد، بوجود میآید.
نقش اقلیمهای مختلف در تشکیل خاک رس
این فرآیند در اقلیمهای آبی به دلیل اینکه برای استقرار و ثبات به آب نیاز دارد و در اقلیمهای تندرا به علت تقسیم شرایط مطلوب ، صورت میگیرد. در اقلیمهای دیگر نیز این فرآیند بوجود میآید، برای مثال اگر آب در افق B و C تندرا (Tundra) در یک دوره طولانی تجمع پیدا کند. این حالت زمانی رخ میدهد که به دلیل شرایط زمین شناختی برکهها (آبگیرها) یا لایه رس قوی افق B ، به یک بند تبدیل میشود و آب به داخل خاک تراوش میکند.
اقلیمهای ایدهآل برای تشکیل خاک رس
نواحی مرطوب ساحلی و باتلاقها ، شرایط مناسبی را برای فرآیند Gleization فراهم میسازند. اقلیمهای تندرا نیز به دلیل وجود خاک یخ زده ، برای این فرآیند ایدهآل است.
نقش حوضچه و یا آبگیر در تشکیل خاک رس
در بهار ، یخ موجود در سطح خاک ذوب میشود و در بالای خاک یخ زده یک حوضچه ایجاد میکند، همچون یک آب بند عمل میکند. حوضچه و یا آبگیر عمل اکسیداسیون را به تاخیر میاندازد و خاک رنگ آبی مایل به خاکستری با زهکشی ضعیف فاقد اکسیداسیون را به خود میگیرد.
محیط بدون درخت تندرا ، رشد انواع خزه ، بوته جارو ، گلسنگ و گیاهان برگ چرمی را میسر میسازد. به دلیل وجود میکروارگانیسمها این گیاهان به هوموس تبدیل میشوند و آب اسیدی میشود (اسید هیومیک). تجزیه مواد آلی کامل نیست و کود گیاهی به عنوان لایهای از خاک آلی، افق O را میپوشاند.